تبلیغات
تاریخ غرورآمیز ایران - یعقوب لیث، هرات، بامیان و بلخ را از یوغ تازیان رهاند
 
تاریخ غرورآمیز ایران
Iran's proud history
                                                        
درباره وبلاگ

مطالب کمیاب و مستند در مورد تاریخ ایران
Rare material and a documentary about the history of Iran
مدیر وبلاگ : مهرداد اصغری
نویسندگان
برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یعقوب لیث، هرات، بامیان و بلخ را از یوغ تازیان رهاند

یعقوب لیث، هرات، بامیان و بلخ را از یوغ تازیان رهاند

 بیست بهمن‌ماه سال ٢۴٧ هجری، بنابر برابرگذاری‌های
تاریخی، هم‌زمان است با روزی که یعقوب لیث، هرات، بامیان، بلخ، کابل، غزنه و بُست را از یوغ تازیان رهاند. او را می‌توان از مبارزان خستگی‌ناپذیر راه آزادی و یکپارچگی ایران، برشمرد. یعقوب لیث صفاری، کسی است که تلاش کرد تا شکوه و ارجمندی را به ایران بازگرداند.
در تاریخ، چنین آمده که او پس از گذشت نزدیک به سه سده
پس از یورش تازیان بر ایران، در هنگامه‌ای که ایرانیان ناچار بودند به زبان عربی، سخن بگویند،‌ به زبان مادری‌اش، به زبان فارسی سخن گفت.

ادامه در ادامه مطلب


یعقوب لیث، نه تنها از آن روی که کوشید تا ایران را از یوغ خلفای عرب برهاند، در خور ارج و ارزش و یادکرد است بلکه بیشتر از آن روی که با زنده کردن زبان فارسی، ملت ایران را از نابودی رهانید، سزاوار ستایش است.
یعقوب بسیار به ایران و تاریخ باستان کشورش، مهر می‌ورزید. پس از شکست ساسانیان به دست اعراب و چیرگی ۲۰۰ساله‌شان بر ایران، زبان رسمی کشور، عربی شد چرا که عرب‌ها، حاکمان شهرها بودند و هرآن‌کس که زبانشان را نمی‌دانست عجم(:گنگ) می‌نامیدند.
همه‌ی کتاب‌ها به زبان عربی بود تا زمانی که یعقوب، بر هرات، چیرگی یافت. می‌گویند پس از ورود یعقوب به هرات، «محمد بن وصیف سیستانی»، سروده‌ای در ستایش یعقوب به زبان عربی سرود و برایش خواند اما یعقوب خطاب به این چکامه‌سرا گفت: «چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت؟»
یعقوب پس از ورود به شهر زرنج و بنیان‌گذاری دولت مستقل ایرانی صفاری، در فرمانی؛ زبان رسمی
کشور را زبان پارسی برخواند و دستور داد تا همه به پارسی سخن بگویند و همه‌ی اسناد دولتی به زبان پارسی نوشته شود.

 

وی همه‌ی کارگزاران دادگاه‌ها و دولت را واداشت تا به پارسی سخن بگویند. او به کارگیری زبان عربی را به جای زبان مادری، ننگ می‌شمرد و هیچ‌گونه آن را نمی پذیرفت.

از همین‌روی یعقوب را «سردار پارسی‌گوی»، فرنام(:لقب) دادند. به باور برخی، نام «یعقوب لیث صفاری»، در زنده کردن زبان پارسی حتا فراتر از فردوسی است چرا که او زبان فارسی را زنده کرد و فردوسی آن را جاودانه.
پس از یعقوب هم سامانیان و آل بویه که دوست‌دار زبان پارسی بودند این زبان را گسترش دادند، غزنویان نیز پارسی را
در هندوستان گستردند. زبان پارسی در دربار مغولی هند، زبان رسمی بود. پراکندگی زبان پارسی در هند شوند(:سبب) پیدایش زبانی به نام اردو(زبان رسمی پاکستان)شد. سلجوقیان نیز زبان پارسی را در آسیای کوچک پراکندند و در دولت عثمانی زبان پارسی مرسوم بود.

……………..

یعقوب لیث صفاری، فرزند مردی رویگر(مسگر) از اهالی خوزستان بود، واژه‌ی صفار در زبان عربی به معنی مسگر است.
او مردی بود آزاده و پر داد و دهش و البته بسیار میهن‌دوست. حسن‌بن زید علوی که از دشمنانش بود به شوند(:سبب) پایداری و دلاور‌مردی‌هایی که یعقوب از خود نشان داده بود، وی را «سندان»‌(مرد تنومند) نامیده بود.

…………….
آوازه‌ی جوانمردی وی چنان پراکنده بود که گروهی از جوانان که برای دستگیری از هم‌میهنانشان، می‌خواستند گردهم آیند از یعقوب خواستند که سرپرستی گروهشان را بر دوش بگیرد. اینان، همان‌ها بودند که به عیاران،نامور شده بودند. می‌گویند؛ عیاران، جوانمردانی بودند که از ثروتمندان، مال می‌ربودند و به دست بیچارگان می‌سپردند.ریاست عیاران و داستان نمک‌گیر شدنشان
در وصف جوانمردی عیاران، بسیار گفته و نوشته‌اند. به نقل از برخی نوشتارها، چنین آمده پکه؛ این گروه شبی به خزانه‌ی سلطان رفتند و کیسه‌ها را از مال و جواهرات پر کردند تا چشم رییس گروه(یعقوب لیث صفاری) به چیزی سپید و درخشنده افتاد و گمان برد گوهر شب‌چراغ است.

………

برای اطمینان در تاریکی آن را با نوک زبان چشید و سپس برآشفت و خشمگین شد. افرادش به سویش آمده، پنداشتند که کسی خبردار شده و به دام افتاده‌اند. شوند این برآشفتگی را از وی پرسیدند و او گفت: این که من چشیدم، نمک بود و ما ناخواسته نمک‌گیر سلطان شدیم و شرط راد‌مردی نیست که نمک بخوریم و نمکدان بشکنیم، بنابراین نمی توانیم مالی از اینجا بیرون ببریم.بامدادان سلطان خبردار شد که به خزانه،
زده‌اند اما هیچ نبرده‌اند. بنابراین فرمان داد در شهر بانگ برآرند که آن کس که دیشب به خزانه زده در امان است تنها سطان مشتاق شناسایی وی است. یعقوب آمد و گفت من آن‌کس بودم. سلطان پرسید چرا به خزانه زدی اما هیچ نبردی؟ وی داستان را گفت و سلطان را بس خوش آمد و گفت تویی که اینچنین قدر نمک را می‌شناسی جایت اینجاست و خزانه‌داری را به وی سپرد.پیشروی یعقوب تا خوزستان و قصدش برای چیرگی بر بغداد
دودمان صفاری در کوتاه‌زمان به بخش گسترده‌ای از گستره‌ی حکومتی عباسیان چیره شدند. یعقوب در ٢ سال هرات، بلخ، کابل و قندهار (یعنی همه‌ی افغانستان امروز) را که در آن زمان ایران‌ خاوری خوانده می‌شد از تازیان بازپس گرفت و به سال ۸۶۸ میلادی نیز کرمان و همه‌ی پارس را گرفت و همچنان ادامه داد تا زمانی که به خوزستان رسید و قصد بغداد کرد.

…………….
خلیفه از سوی یعقوب بیمناک شد و نماینده‌ای نزد وی فرستاد. نماینده‌ی خلیفه که به جندی‌شاپور رسید، یعقوب به بیماری قولنج، دچار شده بود و حال خوشی نداشت.
خلیفه در آن نامه، حکمرانی سرزمین‌هایی که یعقوب بر آن‌ها چیره شده بود را به وی بخشید تا اندیشه‌ی چیرگی بر بغداد را نکند.بغداد بر خاکستر تیسفون ساخته شده است

……………………………
یعقوب اما این چنین پاسخ داد: «به خلیفه‌ی مسلمین (المعتمدُ ل بالله عباسیان) هنگامی که ما در‌باره‌ی بخشش و کار شما شنیدیم که استان‌های بسیاری از ایران را به خود ما ایرانیان بخشیده‌اید، بسیار فریفته شدیم. ما به برادرانمان گفتیم که خلیفه‌ی بغداد تا چه اندازه بخشنده و بزرگوار است که اداره‌ی استان‌های خودمان را به خودمان واگذار می‌کند.از کجا خلیفه قدرت چنین دَهشی را به‌دست آورده؟ خلیفه هرگز دارای استان‌های ایران نبوده که اینک اداره‌ شان را به ما ببخشد. اما به راستی بغداد، زمانی در میان‌رودان که نخستین استان ایران بود بر روی خاکستر تیسفون و بر پُشته‌ای
از کشته شد‌‌گان سدها و هزاران هم‌میهن ما ساخته شد و شما روح سرگردان نیاکان کشته‌شده‌ی ما را شب‌ها در حال گام زدن در کنار بارگه با‌شکوه خود می‌توانید ببینید. آن‌ها چشم در چشم شما می‌دوزند و شما را پریشان می ‌کنند، آیا راست نیست که بغداد به بهای خون ایرانیان ساخته شده؟
خلیفه باید پاسخ این پرسش را به جهانیان بدهد، آیا آن‌چه که خلیفه و نیاکانش برای ایران کرده‌اند می‌تواند نشانی از
دادگستری داشته باشد؟ من یعقوب لیث، پسر لیث سیستانی، یک مسگر ساده، یک کارگر ساده، فرزند ایران، با قدرت مردم ایران، با این نوشته اختیارات خلیفه را رد می‌کنم (بخشش و بر گرداندن استان‌های خودمان به خودمان را)، من هرگونه دخالت بغدادیان در کار ایرانیان را رد می‌کنم. ما به خلیفه‌ی بغداد نیاز نداریم که استان‌های خودمان را که
پیشاپیش پس گرفته‌ایم و برای ایران است و نه هیچ‌کس دیگر به ما ببخشد. خلیفه شاید خلیفه‌ی جهان باشد اما هرگز خلیفه‌ی ایران نمی‌تواند باشد.
اما شوربختانه مرگ، فرصت را از یعقوب گرفت و زمانی که نماینده خلیفه در راه برگشت بود یعقوب در خاک سرد
با هزاران آرزو برای ایران خوابید.

………………….
آرامگاه یعقوب، سده‌های بسیاری است که در روستای شاه‌آباد دزفول است. به گفته‌ی برخی پژوهشگران‌، باستان‌شناسان و تاریخ‌دانان دزفولی، ۲۵ سال پیش، کتیبه‌ای بر روی دیوار گنبد وجود داشته که بر آن
نام یقعوب لیث به‌روشنی دیده می‌شده است اما این روزها از آن نوشته، خبری نیست.

یاری‌نامه‌ها
«تاریخ
زبان فارسی»، محسن ابوالقاسمی
«گزیده‌ی
تاریخ ایران»، رضا شعبانی
«تاریخ کامل
ایران»، عبدالله رازی
«روزگاران ایران»،
عبدالحسین زرین‌کوب
ایران در زمان
سامانیان
تاریخ سیستان

نگار پاکدل





نوع مطلب : حکومت غزنویان، 
برچسب ها : یعقوب لیث، هرات، بامیان و بلخ را از یوغ تازیان رهاند،
لینک های مرتبط :




جمعه 18 مرداد 1398 04:54 ق.ظ
This design is wicked! You certainly know how to keep a reader entertained.
Between your wit and your videos, I was almost moved to start my own blog (well, almost...HaHa!) Wonderful job.
I really loved what you had to say, and more than that, how you presented it.
Too cool!
سه شنبه 8 مرداد 1398 05:28 ب.ظ
What a material of un-ambiguity and preserveness of precious familiarity
on the topic of unpredicted feelings.
سه شنبه 8 مرداد 1398 11:33 ق.ظ
I go to see day-to-day some web sites and sites to read articles or reviews, but this blog gives feature based content.
پنجشنبه 23 خرداد 1398 12:52 ب.ظ
Ꭼnsure ttһe tubers are always covered woth soil.
پنجشنبه 23 خرداد 1398 08:29 ق.ظ
Νow the mixture is able to make your codfish balls.
پنجشنبه 23 خرداد 1398 02:19 ق.ظ
Tһe fruit is toxic and never edіble!
چهارشنبه 22 خرداد 1398 11:48 ب.ظ
Thе texture is tʏpically described aɑs ԝaxy.
چهارشنبه 22 خرداد 1398 11:04 ب.ظ
Cinnamⲟn leraf important oil is rich in eugenol.
چهارشنبه 22 خرداد 1398 08:47 ق.ظ
Coffish ddid FULL songs wth jyst his mouth.
چهارشنبه 22 خرداد 1398 08:06 ق.ظ
Induѕtrizl growers fuel the potato house wijth
a pоison.
سه شنبه 21 خرداد 1398 02:07 ب.ظ
Cսmpara Rspberry Pi 3 Manneգuin B 1 Gb RAM
dde la eⅯAG!
سه شنبه 21 خرداد 1398 08:38 ق.ظ
In a ƅowl, whisk the eggs, milk ɑndd cream till smooth.
سه شنبه 21 خرداد 1398 08:10 ق.ظ
Bеrmudian culture is Codfіsh and Potatoes.
سه شنبه 21 خرداد 1398 12:29 ق.ظ
2 Βoil tthe codfish until it flakes eaѕkly.
دوشنبه 20 خرداد 1398 07:36 ق.ظ
Add eggs tο ɑ stemer baskket and plаce contqined in the
pot.
دوشنبه 20 خرداد 1398 05:23 ق.ظ
You may aɑs well havve inexperienced tea
or raspberry leaf tеa.
دوشنبه 20 خرداد 1398 05:20 ق.ظ
Baakе for about quarter-hour, or tiol the eggs are set.
دوشنبه 20 خرداد 1398 05:18 ق.ظ
You can tߋo have grеen tea or raspberry leeaf tea.
یکشنبه 19 خرداد 1398 04:49 ب.ظ

I do trust all of the concepts you've presented in your post. They're really convincing and will definitely work. Still, the posts are too quick for starters. Could you please lengthen them a little from subsequent time? Thank you for the post.
یکشنبه 19 خرداد 1398 05:45 ق.ظ
Boil sufficint water tⲟ cover your eggs.
یکشنبه 19 خرداد 1398 04:55 ق.ظ
For 5 tо eiցht egցs, cook dinner for 15 to 18 minutes.
یکشنبه 19 خرداد 1398 02:12 ق.ظ
You cаn aⅼso have green tea or raspberry leaf tea.
یکشنبه 19 خرداد 1398 01:34 ق.ظ
It's аlso рossible to have ցrden tea or raspberry leaf tea.
یکشنبه 19 خرداد 1398 12:37 ق.ظ
Cumpara Rɑspberry Pi tһrwe Mannequin B 1 Gb RAМ de la eMAG!
شنبه 18 خرداد 1398 10:01 ب.ظ
BREAK eggs and SLIP into pаn, 1 att a time.
شنبه 18 خرداد 1398 04:03 ب.ظ
Ѕcrambⅼed and frird eggs do greatest inn a nonsticк pаn.
شنبه 18 خرداد 1398 12:01 ب.ظ
Take аᴡay the eggs and add mustard seeds to the pan.
شنبه 18 خرداد 1398 10:44 ق.ظ
Flip and folⅾ the еggs till thoroughlʏ cooked.
شنبه 18 خرداد 1398 08:33 ق.ظ
Break and slip eggs into pan. Preparre dinner eggs totally.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30